فکر برتر در قرارگاه جهاد فرهنگی و اقتصادی

ایده های برتر در اتاق فکر
۱۳ اسفند۲۱:۳۴
 ماجرای بوسه و اشگ ننه علی پای پله هواپیمای سی - ۱۳۰ در دوران جنگ  واقعیتی است که هر گاه یاد این ماجرا می افتم موهای تنم سیخ شده و اشگ امانم نمی دهد ... شاید باور نکنید خیلی وقت است تصمیم داشتم این خاطره رو بنویسم .. اما از ترس این که قادر نباشم همه ان حس و حالی که آن روز با دیدن ننه علی و اعمالی که انجام داد رو به خوبی تشریح کنم ، هر بار پشیمون شده و به سراغ خاطره دیگری می رفتم ... بله دوستان ماجرایی که آن روز در انتهای باند مشهد شاهدش بودم ، تا پایان عمر هرگز فراموش نمی کنم .. اعتراف می کنم من ان روز خدای را اون جا دیدم ... انسان در دوران عمر خود گاهی با صحنه هایی مواجه می شه که برای لحظاتی فراموش می کنه  کی هست . کجا ایستاده و چه می کند !؟‌ شاید باور نکنید این ماجرا اغلب جلوی دیدگانم می آید و با یاد آوری آن حس عجیبی می یابم .. و باورم می شه که خداوند از روح خود به کالبد انسان دمید ...

یک روز خواننده محترمی در کامنت خود برام نوشت .. خیلی ها با شما بازنشسته شده اند .. یا خیلی از همکارانت رو می شناسی .. فکر می کنی کدوم یک مثل شما این همه طرفدار داشته باشند !؟ راستش اون روز به عمق ایم کلام زیاد پی نبردم .. اما در این چند روزه از نزدیک این پشتیبانی و سیل محبت های یارانم رو دیدم . از صمیم قلب خدا رو شکر کردم .. که اگه از مال دنیا و ثروت اش چیزی به من نداده ، اما در عوض یاران باوفایی رو هدیه داده که یه دنیا ارزش داره . در ماجرای اخیر اگر چه من اشتباه کرده و با نگارش مشکلی که برام پیش آمده بود ، شما عزیزان رو ناراحت کردم . اما حمایت بی دریغ یکایک شما یاران همدل و صمیمی واقعآ شرمنده ام کرد .. من دست همه شما بزرگواران رو می بوسم . من مدیون مهر و محبت همه خوانندگانم هستم . و در این ماه و روزهای عزیز و مبارک از درگاه احدیت می خواهم همیشه سلامت و تندرست باشید .. آمین

اگه بگم یه روز زبونم لال ... هفت قدم سوی قبله ... سایت فیلتر بشه من دق می کنم ... شاید بگید داره خودشو لوس می کنه ... !! ولی دوستان باور تون می شه دو روز پیش که یک اشکال در سرور پیش امده بود و آن پیغام لعنتی .. "‌دسترسی به سایت امکان پذیر نیست !‌ " چه حال و روزی پیدا کردم !!؟ همیشه با خودم فکر می کردم اگه یه روز این اتفاق بیفته .. چه حالی پیدا می کنم ؟ می دونستم حکم انسانی رو پیدا خواهم کرد که از هستی ساقط شده است .. اما هرگز تصورش رو نمی کردم که این همه وابسته به نفس گرم شما باشم .. دیگه به قول دوستان باید کمی حواس ام رو جمع کرده و دنبال مسایل بو دار نروم .. به من چه فلان آقا به مردم توهین می کنه .. !! بهتره بچسبم به همین خاطرات پروازی ام . پرواز به مناطق جنگی هر روزش برام خاطره بود .. و می دنم تا روزی که زنده ام اگه همه اون ها رو بنویسم ، باز سوژه است .. تا خدا چه خواهد ...

مسعود بازرگان | ۱۳ اسفند ۹۳ ، ۲۱:۳۴

شهدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی